|
بسم الله الرحمن الرحیم
امام رضا علیه السلام فرمود:
هر گاه ماه محرم فرا مىرسید، پدرم (موسى بن
جعفر علیهماالسلام) دیگر خندان دیده نمىشد و غم و افسردگى بر او غلبه
مىیافت تا آن که ده روز از محرم مىگذشت، روز دهم محرم که مىشد، آن روز،
روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود.
(امالى صدوق، ص 111)
امام حسين(ع) :
انا قتيل العبره، لا يذكرنى مؤمن الا بكى
من كشته اشكم، هيچ مؤمنى مرا ياد نمىكند، مگر آنكه - به خاطر مصيبتهايم مىگريد. 
ریان بن شبیب روایت کرده است که چون روز اول محرم فرا رسید نزد امام رضا ع رفتم که فرمود : يابن الشبيب! ان كنت باكيا لشىء فابك للحسين بن على بن ابى طالب فانه ذبح كما يذبح الكبش ... اى پسر شبيب، اگر بر چيزى گريه مىكنى، بر حسين بن على گريه كن كه او را چونگوسفند سر بريدند... .
(بحار الانوار . ج 44 ص 286 )
یابن الشبیب درد حسین درد جان فزاست
یابن الشبیب ! روضه ی ما داغ پر بلاست
یابن الشبیب ! درد حسین درد بی کسی ست
یعنی عزیز فاطمه شبگرد بی کسی ست
یابن الشبیب ! عمه ی ما را کتک زدند
آتش هزار بار به باغ فدک زدند
یابن الشبیب ! کوچه به دل غم نشانده است
یعنی هنوز دست علی بسته مانده است
یابن الشبیب ! جرم یتیم سه ساله چیست ؟
دیگر پس از امام کشی آه و ناله نیست
یابن الشبیب ! قصه ی معجر نگفتنی ست
جریان حنجر و دم خنجر شنفتنی ست
یابن الشبیب ! غارت خیمه عجیب بود
در شعله ها سه ساله ی حیدر غریب بود یابن الشبیب ! دختر ترسیده دیده ای ؟ در زیر خار طفلک خوابیده دیده ای یابن الشبیب عمه ی ما داد می زند ...

|